رسوائی
کار کار نور و باد و موج نیستدستی کاش بیایدروغن این رسوائی از چراغ کمسوی چشمانم بگیرد وآرام و نرم … روی تمام بلندیها و پستیهای صورتت بکشد دستی کاش باشدکه نلرزد خودتا تمام لرزشهای ماهیچه های ظریف صورتت را بفهمدنگذارد استادانه بدزدینشت حس را از شاخه شاخه گلهای گونه ات دستی که بگیرد […]

