رئیس زنگ می زند

به هنگامی که دیدم نامت نقش بیت
بر پنجره ی کوچکی که همیشه نزدیک من است
فرباد دلُ سکوت آسمان بشکست:
در عصر غارهای بی پنجره کاش پدر نطفه ام می بست


به هنگامی که دیدم نامت نقش بیت
بر پنجره ی کوچکی که همیشه نزدیک من است
فرباد دلُ سکوت آسمان بشکست:
در عصر غارهای بی پنجره کاش پدر نطفه ام می بست

اکتشافات شخی نو
هستند چشمان بیدار تو
گرچه شاید به کار بشریت نایند
لیکن تو را راهنمایند
راه سنگلاخت را فرش نکنی
اگر رگ خواب هر کس را کشف نکنی
می دانم فرشته ای هست که نوبل می دهد
به آنکه به یافته هایش دل می دهد
