ای یادت از شبهای من دزدیده آرام

ای یادت از شبهای من دزدیده آرام
ای نام تو سحر شفای درد و آلام
 
ای گرمی آغوش تو مهر فروزان
ای سوزش خورشید تو شب را سرانجام
 
ای سایه ی چشمان تو یکتا پناهم
ای حکم ابرویت مرا پایان و فرجام
 
ای هر کلامت شعر بی پایان بودن
ای کام شیرینت دلیل کام ناکام
 
ای ساز تو آهنگ رقص تیر و کیوان
ای جذبه ات مبنای چرخ ماه و اجرام
 
ای فکر تو نور نجات راه ظلمت
ای گفته ات بر من کتاب شرع و احکام
 
ای بهترینم در میان جمع خوبان
ای یاد تو اندیشه ام هر روز و هر شام

پل رود روزگار

دست هایت را به دستانم سپار
مثل فقلی به در صندوق جان
مثل زنجیری به دور سرنوشت
مثل یک پل روی رود روزگار
شعرهایت را برای من بخوان
مثل نجوای زلال چشمه ها
مثل باران روی بام خانه ها
مثل آوای نسیم سبزه زار
دور آغوشت مرا اندازه کن
مثل آتش گرد هیزم های خشک
مثل پیچک های دور بید باغ
مثل قاب زر به گرد یک نگار
از لبانت بوسه ای پیمانه کن
مثل یک جرعه شراب سرخ ناب
مثل تیغ نور بر برف سپید
مثل باران روی خاک شوره زار