یاقوت
من ندانم که چرا در من این حس مانده که نبیم بدی ات را همه وقت و به تلقین گویم: که فقط الماسند این همه خرده ی شیشه در تو و ببندم چشمم بر همه تیرگی ات و بگویم با خود، چشمم از نور گَزید من ندانم که چرا دارم دوست ریگ […]

This author has not written his bio yet.
But we are proud to say that arvinfld contributed 228 entries already.
من ندانم که چرا در من این حس مانده که نبیم بدی ات را همه وقت و به تلقین گویم: که فقط الماسند این همه خرده ی شیشه در تو و ببندم چشمم بر همه تیرگی ات و بگویم با خود، چشمم از نور گَزید من ندانم که چرا دارم دوست ریگ […]
کاش من هم دختری بودم لوند حلقه ی گیسوی من همچون کمند خوش بر و سیما و هم شیرینسخن قلوه لب، چشمم خمار و گلبدن میزدم ماتیک قرمز همچو خون تا بَرم صد مرد تا مرز جنون ناز میکردم به لطـف ابروان تا رود هوش از سر پیر و جوان سر نخی بر دسـت هر […]
امروز دیدم که هوا بارانیست ابرهای بغض فشان گریانند جوی های لبریز، گل آلودند رهگذر های خیس گریزانند پیش پنجره، یاد از دلم آمد در روز سردی و پریشانی گونه ها ناودان و چشمانم همچون ابر پاییز بارانی فصل پاییز را پایان بوَد روزی نو بهار سبز و خرمی در پیش نوبهار من ولی در […]
گفت درخت کهن باغ ما: بلبلک کوچک آوازهخوان نغمه ی عشق و غم دلدادگی بهر رز و سوسن و سنبل بخوان گفت به غم بلبل بشکسته دل: نیست گلی طالب آواز جان در عوض سـکه ی خردی همه تن بفروشـند به آن باغـبان
اینجا در خیابان نمی شود دامن کوتاه پوشید در کوچه هم نمی شود و حتی در بن بست اما برای تو چرا…یک جا هست باند فرودگاه، جلوی در هواپیمایت به شرطی که پایین نیایی همان بالا دم در همانجایی که اولین و آخرین بار دیدمت مو زرد آلمانی لوفت هانزا با آن لباس فرم زیبا […]
به بهروز ذبیحیان
شاخه های درخت همه لخت شده و زمین پر است از برگ
کودتای گرماست دلیل سکوت ظهر تابستان و من زیر سایبان درخت خرمالو های هنوز نارس… …می نگرم به تکاپوی حشره ای ناشناخته که روی دستم بازیچه است و یاد می آیدم که پدیده ها همه تمثیلند از حرف ناگفته ی دلها پس می خوانم به نجوا : ای نشسته در سایه ی تردید چه گرماییست […]
گفتم تو را به روزی تا کی غم جدایی؟ گفتی تو را نشاید بر بزم آشـنایی گفتم مکن قصاوت بر حال و روز زارم گفتی به نزد چنگیز،راه امان چه خواهی؟ گفتم چه گویی ای دوست از قتل و خون و غارت؟ گفتی که کار من نیز باشـد جهان گشایی گفتم تو تیغ […]
