زیر درخت خرمالو
کودتای گرماست دلیل سکوت ظهر تابستان و من زیر سایبان درخت خرمالو های هنوز نارس… …می نگرم به تکاپوی حشره ای ناشناخته که روی دستم بازیچه است و یاد می آیدم که پدیده ها همه تمثیلند از حرف ناگفته ی دلها پس می خوانم به نجوا : ای نشسته در سایه ی تردید چه گرماییست […]

