Entries by arvinfld

اندوه قابل دود

می خواهم تمام غصه هایم را در پاکت سیگاری جای دهم انتخاب کنم آتش بزنم و دودشان کنم آه…کاش لااقل یکیشان در پاکت جا می گرفت

قطره اشکم

این قطره اشک من بود اشکی ز ابر حسرت از چشم من چکید و در بالشم فرو رفت اشکم چو عاشقی بود کز چشم تو فتاد و قلبم چو اشک من بود درغصه ها فرو رفت

میدان سرخ

خانه ی دل من اتحاد جماهیر دلشکستگان است. امروز   روی دیوار های میدان سرخ با خون دیدگان نوشتم я люблю тебя “Самин” شاید پرده ی آهنین غم سرخ من نیز روزی دریده گردد