اوج
گاهی فقط ایستاده بر اوجی و گاهی”اوج” در تو ایستاده… و خواهی دید که در اندیشه ات عقاب به جستجوی طعمه است و خیالت جای ابر های باران زاست آن دم،به راستی آسمان شده ای! و چون آسمان خواهی بخشید جتی را که گستاخانه شکسته است دیوار صوتی ات را

This author has not written his bio yet.
But we are proud to say that arvinfld contributed 231 entries already.
گاهی فقط ایستاده بر اوجی و گاهی”اوج” در تو ایستاده… و خواهی دید که در اندیشه ات عقاب به جستجوی طعمه است و خیالت جای ابر های باران زاست آن دم،به راستی آسمان شده ای! و چون آسمان خواهی بخشید جتی را که گستاخانه شکسته است دیوار صوتی ات را
ماه طیلسان ابر را کنار انداخت و در کوچه های تاریک خندید سنگ فرشها آبی شدند و همهمه شان در فضا پیچید باد اشاره کرد… سمفونی برگ آغاز شد جیرجیرک ها به وجد آمدند و درختان را تحسین گفتند نسیم بر لبان خیس جوی بوسه زد و هوا سرشار از خنکای عشق شد ستاره ای […]
My cigarette burns out for meLike I’m weeping bitter tears out for you
I’ve spread a map but my heart beats against the compass I’ve trusted in
مردمی که از بالا مورچه می بینیشان از پایین تو را مگس می بینند(اگرببینند!!!) افسوس که توی نادان خود را بزرگ و بر بلندی میپنداری! به بهروز ذبیحیان
The hell with the all technologies,…I wish i were Amenhotep IV
و سالهاست که آنجایی تنها، زیر نیزه آفتاب مهیب و بزرگ چون ترس های انسان و فکر می کنی سرورت هنوز در خفرع خفته ! ای سنگ احمق… کاش می توانستی قدمی در موزه های آن سوی دلتا بزنی
تا تو به داد من رسی، من به خدا رسیده ام…
می خواهم تمام غصه هایم را در پاکت سیگاری جای دهم انتخاب کنم آتش بزنم و دودشان کنم آه…کاش لااقل یکیشان در پاکت جا می گرفت
