دگردیسیدن
از برگ سبز نبایدها کرمینه ای پروار شدم و بر شک های سیاهم حریر منطق تنیدم . . . پیله ام را که بشکافم می دانم قاعده اش یکیست برای ما و مگس ها: یک سو تارهای گذشتگان بافته است و دیگرسو تورهای تجدد غریزه ایست اما… اینکه همیشه گلی خواهد بود که به لطف […]

