Fire triangle

هر پدیده علتی دارد و همین طور نامی
پدیده ای به نام “تو” را چه علتیست؟

قطره اشکم

این قطره اشک من بود
اشکی ز ابر حسرت
از چشم من چکید و
در بالشم فرو رفت
اشکم چو عاشقی بود
کز چشم تو فتاد و
قلبم چو اشک من بود
درغصه ها فرو رفت

داستان اشک‌ها

تمام اشک هایی که برایت ریخته ام
الماس های تراش خورده ی احساس است
که با سخاوت خرج می شود
دریغا که ولخرجهایی چون من را
هیچگاه سودی نیست

چاه نفت واژگون

میدان سرخ

خانه ی دل من اتحاد جماهیر دلشکستگان است.
امروز 

 روی دیوار های میدان سرخ
با خون دیدگان نوشتم

я люблю тебя
“Самин”

شاید پرده ی آهنین غم سرخ من نیز
روزی دریده گردد

La Légion d’honneur

فروغ جان ، تولدت مبارک

برف بر فراز چتر

334

مشتی دل مشتاق به دیدار عزیزان
مشتی پی کار از سوی بحرین گریزان
گردهم و باهم به چه ترتیب که کردند
عزم سفری کوته و هم دور نه چندان
سرگرم تلاشند به جدیت بی وصف
 در سوی دگر عده ای از بانو و مردان
هریک به توان قسمتی از بار به دوشش
برج و خدمه، یک کمک ناشی و کاپتان
بر دست کسی بوسه زدن هست چه نیکو
آن دست که غولی بَرَدش طاعت و فرمان
آن شخص که افسار به سمیرغ ببندد
بالاتر از آن رفت که شد رستم دستان
بنشست سلامت همه یاران به نشاطند
خوش آمدنت باد به کاشانه ی ایران
 
 
لازم به توضیح است این کالیگرام بار دوم است که ویرایش شده، نسخه اولیه آن( 8 آذر ۸۵) در زیر آورده شده. کلمه خلبان هم غلط نوشته شده بود که الان هم عوضش نمی کنم تا یادم باشه بدون چک کردن چیزی منتشر نکنم. نسخه جدید که در بالا می بینید تکنیک جدیدتری نسبت به اون دوران داره و شعرش هم تغییر کرده.
تاریخ نگارش نسخه جدید ۲۱ شهریور ۹۰ ساعت ۳ بامداد.