شعر سایه

گم شد کورسوی آمدنت

و آسمانم را ظلمتی شد تاریک

چون ایمان به سرنوشت

نور امیدت

سایه ای می بخشیدم که با من

در کوچه های بی عبور آرزوهایم

قدم می زد

بی تو

خورشید هم  که باشم

بی سایه می مانم

صبر

شلوغ ترین ساعت روز
در جدی ترین خیابان شهر
کودکی عطسه کرد
صبر آمده است آیا؟

قفل

همه جزئش منم، کْلش نمی یابم
سراسر فنم و شغلش نمی یابم
چه شد من را که اینگونه پی منزل
کلیدی دارم و قفلش نمی یابم؟

شعر بوته

من یه بوته تو یه کوچه
تو صنوبر تو یه باغی
کوچه من تار و بن بست
باغ تو سبز ِ و باقی
من به انتظار خورشید
دستی که آب برسونه
تو کنارت رود سرکش
آفتابت غم می سوزونه
کی بهت گفت که من اینجام
کی بهت گفت یه پرنده؟
یا یه پروانه ی عاشق
که می خوند از گل و خنده؟
به نسیمی که دم عصر
می یاد از مغرب جاده
من میگم حرفمو امروز
که به گوشت بگه ساده
من نمی رسم به قدت
حتی صد سال اگه باشم
مثل تو پام تو زمینه
نمی تونم جابه جاشم
زلف تو تو دست باده
تو کنار کوه و دشتی
خونه ی من لب جدول
پیش دیوارای خشتی
من همین جا دارم عادت
پیش پیچکهای خودرو
تو بمون با بید و افرا
پیش سرو و یاس خوشرو 

دریا بود دریا

سالیانیست دورم از دریا

که بی رحم و کف به کام بود

چه حقیر بود زورق نگاهم

در دهانه گرداب چشمانش


خدا بر من ببخشد که هنوز
صدای مرغان ماهیخوار هم

مرا دریا زده می کند


کج خاطری دل را
کاش چون نام عاشقان نوشته بر ماسه
اشاره ی موجی پاک می کرد

ناز

ناز، از چشمت به روی ماسه دریا چکید

ساحل دریا شکر

امواج دریا شد عسل

صخره های سنگی شرم حضور
غوطه ور

چون تکه های چسبناک موم نرم 


گرده های اشتیاق و خواهش من

پخش می شد در هوای چشم خیس و  شرجی ات

آسمان یکسر همه زنبورکان شاد و مست

پرگرفتند از میان کندوی پر شهد و گرم سینه ات


من پر از نیشم، پر از تب

در رگم نوش گوار

خلسه ای دارم به پنهای تمام روزگار

جای سرخ بوسه هایت مانده بر گلزار تن


پولک خورشید

حل شد، در ته جام افق

آب شیرین شد مثال خواب قندآگین من

من کنارت تا ابد خواهم که خفت

تا ابد از ناز بی پایان تو
قصه و افسانه ها خواهم که گفت

چاله ی سرد

به گمانم من و تو
در دو سوی لبه ی چاه اِریدانوسیم
آن قَدَر دوووووووووور
که اعداد به ما می خندند

بین ما سرد و تهیست
عاری از هر جنبش،خالی از هَر…
خالی از حتی هیچ…

چه بزرگی اما…
سایه ات هست هنوز
بر سرم حفظ و پناه

چه بزرگی که هنوز…
از خیالِ شبِ یک ذهن ظریف
از میان در دروازه ی آن روی جهان
می زنی سر به دل خسته و رنجور و خراب
به زنده یاد  حمید. ج

Eridanus Super-void
 چاله یا فضای خالی اِریدانوس  که به نقطه سرد سی بی اِم نیز معروف است، فضای خالی از ماده در جهان قابل رصد است که بزرگی قطر آن حدودا پانصد میلیون سال نوری است(500x 1024 متر). تقریبا بزرگترین ساختار فضایی است که تا کنون شناخته شده(کشف شده در تاریخ 24 آگوست 2007) و دمای آن اندکی بیشتر از صفر مطلق(صفر کلوین:273- °C) است. تئوری هایی وجود دارد که این نقاط سرد خالی از ماده را دروازه و راهی به سوی جهان های موازی این جهان می داند.
اطلاعات بیشتر:

به سوی رُم

رگبار کلمات سربی تلخ
بسیار بر سرم باریده

چه باک از تیر نگاهت؟
که پاره پاره های این دل
عراده عراده وحشت دیده است
میان دشت شقایق های بی برگ و ساقه
آنچه ویرانه ایست حالا
قلعه ای بود پر بارو…
غرور من بود بر فراز تپه ای مشرف…
اینجا مانند مونته کاسینو زیبا بود

درست قبل از تو

مونته کاسینو نام تپه ایست در 130 کیلومتری شهر رم که بالای آن صومعه ای قدیمی قرار داشت. در زمان جنگ جهانی دوم نبردی سخت میان متفقین و نیروهای محور در این منطقه در گرفت که سرآغاز فتح رم توسط متفقین بود، اطلاعات بیشتر:

بیگانه

تلفظ نامت دشوار آمد
بیگانه ای چون من را
در شهر عاشقان آن چنانی

پس بر گوشه ای نوشتم
نامت را بر دیواری که از رنگ پر بود
شاید بگذری از این کوچه ی تاریک
شبی را مست

باید فرسنگ ها دوید
بر جاده ای یک قدمی
تا رسیدن به سرحد برازندگی زنی چون تو

باید خواند رمان های بی انجام را
و ترانه های بی قافیه را از بر بود

چشمان تو نیز چون من سرخ است
لیک عینکی بر چشم داری
سیاه تر از آخرین مُد سال

برای با تو بودن…
باید با مردم بود
باید رقصید، نوشید، خندید
باید در بازار از خود تهی شد…
تو
خود ِ تو نیستی
تو را باید با یک شهر پرستید

شعر ماشه

سلامی گفتی
و نیم نگاهی پر ایهام
و آن لبخند!؟

ولوله ایست دل ویران
از آتش و خون!

نخوانده ای تاریخ را
ورنه می دانستی
قارچ عظیم روی ناکازاکی

از حقارت ماشه ای در گِلی‌ویتسه میان آسمان رقصید