La Légion d’honneur

فروغ جان ، تولدت مبارک

برف بر فراز چتر

334

مشتی دل مشتاق به دیدار عزیزان
مشتی پی کار از سوی بحرین گریزان
گردهم و باهم به چه ترتیب که کردند
عزم سفری کوته و هم دور نه چندان
سرگرم تلاشند به جدیت بی وصف
 در سوی دگر عده ای از بانو و مردان
هریک به توان قسمتی از بار به دوشش
برج و خدمه، یک کمک ناشی و کاپتان
بر دست کسی بوسه زدن هست چه نیکو
آن دست که غولی بَرَدش طاعت و فرمان
آن شخص که افسار به سمیرغ ببندد
بالاتر از آن رفت که شد رستم دستان
بنشست سلامت همه یاران به نشاطند
خوش آمدنت باد به کاشانه ی ایران
 
 
لازم به توضیح است این کالیگرام بار دوم است که ویرایش شده، نسخه اولیه آن( 8 آذر ۸۵) در زیر آورده شده. کلمه خلبان هم غلط نوشته شده بود که الان هم عوضش نمی کنم تا یادم باشه بدون چک کردن چیزی منتشر نکنم. نسخه جدید که در بالا می بینید تکنیک جدیدتری نسبت به اون دوران داره و شعرش هم تغییر کرده.
تاریخ نگارش نسخه جدید ۲۱ شهریور ۹۰ ساعت ۳ بامداد.

کف رفته

بهروز در سرزمین آسیاب ها

به بهروز ذبیحیان

پاییز در راه است

شاخه های درخت همه لخت شده

و زمین پر است از برگ

سیندرلا

 ای کاش لنگه کفشی داشتم که فقط اندازه تو می شد
آنگاه راحت تر پیدایت می کردم

متناسب


این است یک کمر متناسب برای یک دوشیزه