پریان ظالم

در این غزل وزن سه بیت اول با سه بیت آخر متفاوت است لیکن قافیه ها رعایت شده اند٬ لطفاْ به گیرنده های خود دست نزنید!

دلربایان را وفا در کار نیست

ماه رویان را جفا مقدار نیسا

حلقه ی موشان گر بینی بلند

ریسمانی جز طناب دار نیست

چشمشان بینی به سان آهوان

حیف از آنان چون براه یار نیست

غنچه ی سرخ لب خندان چه سود؟

کیفر گلچین عاشق جز عذاب خار نیست

پیکر از مرمر سرشت و دل ز خارای کبود

کار خلقت را تناسب زین سبب معیار نیست

ما گذشتیم از همه مه پارگان این جهان

بس بزرگا بخششی کردیم که هیچ انکار نیست!

رئیس زنگ می زند

به هنگامی که دیدم نامت نقش بیت

بر پنجره ی کوچکی که همیشه نزدیک من است

فرباد دلُ سکوت آسمان بشکست:

در عصر غارهای بی پنجره کاش پدر نطفه ام می بست

لالایی برای چشمان همیشه باز

اکتشافات شخی نو

هستند چشمان بیدار تو

گرچه شاید به کار بشریت نایند

لیکن تو را راهنمایند

راه سنگلاخت را فرش نکنی

اگر رگ خواب هر کس را کشف نکنی

می دانم فرشته ای هست که نوبل می دهد

به آنکه به یافته هایش دل می دهد

Cigarette

My cigarette burns out for me
Like I’m weeping bitter tears out for you

Compass

I’ve spread a map
but my heart beats against
the compass I’ve trusted in

یک فنجان عشق

Fire triangle

هر پدیده علتی دارد و همین طور نامی
پدیده ای به نام “تو” را چه علتیست؟

قطره اشکم

این قطره اشک من بود
اشکی ز ابر حسرت
از چشم من چکید و
در بالشم فرو رفت
اشکم چو عاشقی بود
کز چشم تو فتاد و
قلبم چو اشک من بود
درغصه ها فرو رفت

چاه نفت واژگون

قشنگ‌تر از زندگی