خانم همکار
ما می رویم… بهانه داریم…می خواهیم کار کنیم…
کار برای پول…پول برای زندگی و دوباره زندگی برای پول
اما من نه…
همیشه می روم تا تماشا کنم…خارجی ها را…احمق ها را…دخترها را
و همکارها را…
و با تو ام همکار کوچولوی فراموش کار:
بعد از این تو را تماشا نخواهم کرد مگر دزدانه
هنوز جای زخمی که زدی می سوزد




Leave a Reply
Want to join the discussion?Feel free to contribute!