دریا بود دریا
سالیانیست دورم از دریا
که بی رحم و کف به کام بود
چه حقیر بود زورق نگاهم
در دهانه گرداب چشمانش
خدا بر من ببخشد که هنوز
صدای مرغان ماهیخوار هم
مرا دریا زده می کند
کج خاطری دل را
کاش چون نام عاشقان نوشته بر ماسه
اشاره ی موجی پاک می کرد




Leave a Reply
Want to join the discussion?Feel free to contribute!