ناتیلوس
[نمای داخلی کابین یک زیر دریایی]
– نباید اختیار این کلید را به من می دادند. باید فکر اینجایش را می کردند. [مکس می کند… یک کنسرو تن ماهی باز می کند و همزمان یکی از سی دی ها را داخل ضبط زیر دریایی فرو می برد.]
– [با افسوس] دیگر نه استادی مانده، نه تالاری و نه تماشاچی ای …نباید اختیار این کلید را به من می دادند. [روی کلید با عصبانیت ضربه می زند… همزمان با صدای انفجار، صدای ضبط را بلند می کند:”در دل و جاااااان …. خااااااانه کردی”]





Leave a Reply
Want to join the discussion?Feel free to contribute!