رصد

مثل کودکی که تازه تلسکوپی هدیه گرفته باشد
تماشا می کردی آسمان را
شمردی
تک تک ستاره هایی را که مثل قبل نبودند
با تردید… با ترس… تحقیر
چه رصد بی حاصلی بود

این ها ستاره اند… با چشم خالی ببین
این ها غول های سرخند و کوتوله های سفید کم سو
نقطه هایی بی معنی در صورت فلکی درد
صورتی تنها و دور… صدها سال نوری دورتر از باورهای شیرین

زمان… ستاره ها را دور می کند…محو می کند
و رویاهای زیبا را از دو سو تا مرز پارگی می کِشد
آسمانت آباد… صاف
و پر از شهاب های خوش یمن
0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

Leave a Reply