ماهِ گردِ من

نیمه گمگشته من نیم نیست

ماه گرد است و ز ابرش بیم نیست

شکل او کامل خدا بنگاشته است

غیر پرگارش ره ترسیم نیست

شاه زیبا چهرگان عالم است

چهره اش نقاشی و ترمیم نیست

چشمه ی اشکش پر از عشق زلال

جای حرص و کینه ی بدخیم نیست

خلق و کردارش بهار خرم است

فصل سبزش تابع تقویم نیست

هرکه گفت و هرچه گفت از هرکجا

جز به عقلش عامل تصمیم نیست

خون سرخش شهد چسبانِ وفاست

قلب او جز با منَش تقسیم نیست

سرو بالا قامت است و استوار

پیچک پیچنده و تسلیم نیست

بنده ی بزم است و مِی پیمودن است

برده ی سنگ و طلا و سیم نیست

هست یارم او، شریک و سرورم

کار من جز شکر و جز تکریم نیست

از چه این شأن مبارک دارد او

کار غیب است و مرا تفهیم نیست

0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

Leave a Reply