نق نق

آنچه دریغ از من افسون شده
بر همگان رحمت افزون شده
 
در رگ یاران شده جاری عسل
اشک و بزاق و عرقم خون شده

 

جذب همه گشته نگار و نسیم
جذب به من عَنتر و میمون شده
 
من نکند مرد نباشم خدا؟!
مادر بیچاره که مظنون شده
 
شهر پر از خسروی فیروزبخت
قحطی چون بنده و مجنون شده

 

عاقبت کار، خدا آگه است
بدتر از این چیست که اکنون شده؟
 
 این شعر یکهو اومد و دلم نیومد پستش نکنم، یکم مسخره‌ست اما با مزست


بیت پنجم:
Khosroye 
چون(choon)= مانند، مثل
0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

Leave a Reply