شعر قو

به نرمی و شنا رقصد در این تالاب رویایی

چه آسان او برانگیزد مرا بر حال شیدایی

نوای موج بر هم کردنش چون ساز خُنیایی

دل من برگ مردابست و او قوی تماشایی

نیمه گمگشته

نیمه گمگشته ی من در بهشت
گم شد و پنهان به دست سرنوشت
گرچه هریک مانده ایم از هم جدا
عشق شرح وصل ما خواهد سرشت
Mi otra mitad de la naranja, se perdió en el paraíso
El destino dividó, pero el amor lo pegará de nuevo

ظرف عسل

از هم من بار دیگر چپ شدم

اندرون کوزه ای لبریز شهد

شهد شیرین خوردم و شادان شدم

یادم از کودک شدن افتاد و مهد

عشق پاک کودکی دارم به او

کرد در دل رخنه او بی جد و جهد

نوچ گشتم، نوچ گشتن را خوش است

عمر را خواهم دل چسبم به عهد