سایه ی مالایی

و تابلوی زیبایی که بر دیوار کودکی ام بود

خود، میخ خود برکند و رفت

شاید دیوار کهنه و ضخیم اینجا لایقش نبود

حال… سایه ای کمرنگ مانده به جایش

سایه ای به اندازه ی قابش

و جای میخی که هنوز بر قلبم مانده

هر گاه به دیوار نگاه می کنم

سایه با ریشخندی می گوید:

« خاطرت هست قاب زیبایی که اینجا بود را !؟ »

تقدیم به کیا  برای تمام سالها، روزها و خاطرات،

با آرزوی کامیابی

0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

Leave a Reply