قطره اشکم

این قطره اشک من بود
اشکی ز ابر حسرت
از چشم من چکید و
در بالشم فرو رفت
اشکم چو عاشقی بود
کز چشم تو فتاد و
قلبم چو اشک من بود
درغصه ها فرو رفت

داستان اشک‌ها

تمام اشک هایی که برایت ریخته ام
الماس های تراش خورده ی احساس است
که با سخاوت خرج می شود
دریغا که ولخرجهایی چون من را
هیچگاه سودی نیست

سیاست چرخ بار

به طور قطع اگر باربر های فرودگاه،آدمهای با نفوذی بودند
هیچگاه چمدان چرخ دار اختراع نمی شد