زیر درخت خرمالو

کودتای گرماست دلیل سکوت ظهر تابستان
 و من زیر سایبان درخت خرمالو های هنوز نارس…
…می نگرم به تکاپوی حشره ای ناشناخته
که روی دستم بازیچه است
و یاد می آیدم که پدیده ها
همه تمثیلند از حرف ناگفته ی دلها
پس می خوانم به نجوا :
    ای نشسته در سایه ی تردید
    چه گرماییست در هوای عشقت
    بدان تا وقتی خرمالو ها برسند
    بر دستانت حشره وارم
0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

Leave a Reply